
بهار دلکش رسید و دل به جا نباشداز آن که دلبر دمی به فکر ما نباشددر این بهار ای صنم بیا و آشتی کنکه جنگ و کین با من حزین روا نباشدصبحدم بلبل بردرخت گل به خنده می گفتنازنینان را، مه جبینان را وفا نباشداگر که با این دل حزین تو عهد بستیحبیب من با رقیب من چرا نشستیچرا دلم را عزیز من از کینه خستیبیا در برم از وفا یک شب ای مه نخشبتازه کن عهدی که بر شکستی...
ادامه مطلب